Sunday, September 16, 2012

simple formalitles

اينها يه مجموعه ست  از روزهاي اين ماه من

نميدونم چرا اين كار رو كردم

هميشه از نوشتن روزمره گي  ترديد كردم

يه هفته اي نيستم اما به اينترنت دسترسي دارم

كنجكاوم ببينم روزمرگي  رو نوشتن چه حسي داره

اصلا كسي به روزمرگي هاي يه آدم اهميتي مي ده

بايد صبر كرد و ديد

اگر به هر دليلي برگشتي نبود.... اين وبلاگ تمام ميشه

به همين  سادگي

Music: San fransisco By Scott Mckenzie 

december 1967

.Ss

its over and more

يكشنبه ٢٦ شهريور

صبح زود رفتم بيرون  تا قبل از سفر آخرين سركشي رو بكنم و خروجي ها رو پرداخت كنم

صبح زود انگار پاييز تره

پرواز پنج صبحه و اين يعني از خواب خبري نيست


وسايل رو جمع كردم  

بايد يادم باشه به گلدون ها آب بدم

كاش اين هفته تهران بارون بياد تا گل هام تشنه نمونن

خونه مرتب وتميز و من تقريبا كاري ندارم جز دوش گرفتن

.

...... دست برداشتم. 

تسليم شدم

كاش سفر آرومي باشه

كاش بشه قدم زد....  باد تو موها بپيچه و رها بشي لحظه اي از همه ي بايد و نبايد 


كي مي دونه


.Ss

find nothing to trust

شنبه ٢٥ شهريور

روز خوبي نبود

كه البته خبر تازه اي هم نيست

جاي زخم poblic enemy هنوز داره خون ريزي مي كنه

درد هست 
تهوع هست 

وقتي ياد جمله كثيفش ميافتم بي مكث احساس تهوع همراهش مياد


كلي كار هست
پرواز دوشنبه ٥ صبحه

و فردا شلوغ ترين روز دنياست انگار



شب شده


جاي  يه زخم ديگه هم هست


جوني نمونده


.Ss

B as bleeding not as bare

جمعه ٢٤ شهريور




اون مرد... poblic enemy .....روز تولد تنها دليل ادامه زندگيم، خنجرش رو تا دسته توي قلبم فرو كرد


حالم بد نيست ..... فاجعه ست



تا ٤ صبح با پاريسي حرف زدم
تو تراس .. مهمونا كه رفتن

از درد به خودم مي پيچم

صبح زود بهشت


و بعد خونه، خونه عزيز 
دوش گرم
چاي اركيده



تلخي


جاي خنجر اون بي همه چيز خون ريزي داره

.Ss

.... nothing to wear

امروز  پنج شنبه ٢٣ شهريور


صبح زود رفتم براي سركشي



زود آمدم خونه ... خونه رو مرتب كردم
و وان رو پر آب كردم
در رو به روي زنگهاي تلفن و همه چيز ها اون بيرون بستم
توي آب كه دراز كشيدم   همه چيز اون بيرون پر از هياهو بود




كي مي دونه كه جون سالم به در مي برم يا نه


.Ss

...........tired of bare ...lets have some dress

   امروز چهار شنبه ٢٢ شهريور


عصر  توي پاركينك بدون اكسيژن تنديس پارك كردم وآمدم كه برم سراغ آقاي جواهر ساز

داشتم  از پياده رو آروم راهم رو ميرفتم 

ديدم يه تيكه از زمين خيس اما خيسيش عمقي نداره

پام رو گذاشتم روي خيسي و.... آب رفت توي كفشم


گلوم پر بود يا منتظر بهانه انگار ، نگذاشتم بغض از چشمهام جاري بشه

به آقاي جواهر ساز كه رسيدم و گفتم سلام

گفت سلام به روي ماهتون و پيش بند چرمش رو كه از پاهاش كنار گذاشت و زره بين رو كه از چشم هاش بر داشت

اشك هاي منم سرازير شد


دست پاچه شده بود مرد بيچاره
گفت بنشينيد و رفت برام  آب اورد
گفتم چيزي نيست به خاطر آلودگي هواست

دروغ مي گفتم
هم خودم
هم آقاي جواهر ساز مي دونستيم كه دروغ مي گم

با لبخند يه عالمه( آلمه) سنگ درخشان و رنگي بهم نشون داد

زمرد -ياقوت - برليان 

درخشششون حواسم  رو پرت كرد

دوست داشتم  ساعت ها برق زدنشون رو تماشا كنم

دوست نداشتم داشته باشمشون

اينطور كه روي پارچه ي مخملي آقاي جواهر ساز برق مي زدن ، حواسم رو براي همه عمر پرت مي كردن



امروز ٢٢ شهريور من روبه روي يه مرد ميان سال بسيار محترم غريبه اشك هام سرازير شد

و اون مرد هرگز سعي نكرد با حرف هاي قشنگ بدرد نخور آرومم كنه


با سنگهاي رخشانش جادو  كرد و اشك تمام شد

.Ss

bare machine

سه شنبه ٢١ شهريور


دارو هام رو با دز بيشتري مصرف مي كنم تا توي روز هاي شلوغي كه براي خودم درست كردم دوام بيارم

همش روز مرگي بود
بيشتر مسير هام به پارك وي خطم ميشه
خوبيش اينه اگر جنابان پليس پارك وي هوس نكنند چراغ قرمز چمران وليعصر شمال رو كوتاه كنند، من صدو چند ثانيهاي فرصت دارم  چشمهام و پشت رل روي هم بگذارم و به صداي شهر گوش بدم


گاهي به تجريش كه مي رسم  دستها و پاهام توان حركتشون رو از دست ميدن

و به محض اينكه توي  پاركينك  پسر كوچولو رو مي بينم ديگه تقريبا درد امانم رو بريده


و خونه ، خونه عزيز ... هجوم به داروها

كاهي همونطور با جين روي تخت رها مي شم

تنها كاري كه از دستم بر ميادباز كرن موهامه


و هر ضربان كه درد پمپ مي كنه


اين هم از روزمره گي درد لابد

.Ss

bare handed

امروز دوشنبه ٢٠ شهريور

ديروز  كه امدم خونه پسر  كوچولوي همسايه داشت تو پاركينك اسكيت مي كرد

سلام كردو وايساد به نگاه كردن

من هم ماشين رو پارك كردم و  با دستهاي پر از مقوا و كيف خرت و پرت رفتم سمت اسانسور
امد در رو برام باز كرد
ازش تشكر كردم و دگمه طبقه ٥ رو فشار دادم


امروز عصر رسيدم خونه باز  تو پاركينگ بود ، اينبار بدون اسكيت و با يه تفنگ آبپاش 

داشت از سرايدار مي خواست كه تفنگ رو براش پر آب كنه

باز با دستهاي پر اين بار از خريد از ماشين پياده شدم

آمد جلو سلام كرد بعد ديدم سرايدار داره مي خنده

گفتم چي شده گفت خانم علي  مي گه من از اين  خانومه خيلي خوشم مياد مي خوام تفنگم رو بدم بهش باهاش آب بپاشه

پسرك شيرينيه با صورت ظريف

يه كم باهاش حرف زدم  آمدم تو اسانسور

داشتم فكر ميكردم وقتي يه پسر كوچولو اينطور ازت خوشش مياد و حاضر تفنگش رو بهت بده، يعني هنوز زنده اي

هنوز دلربايي و هنوز ميشه به خودت تو آينه لبخند بزني


اتفاق مهم امروز دلبري  از يك پسر كو چولوي ٤-٥ ساله ي خوش قيافه بود

.Ss

bareback

امروز يكشنبه ١٩ شهريور

سكوت....

.Ss

....برهنگي مختصر

امروزشنبه ١٨ شهريور

كار 
اضطراب
خيابون وليعصر
پارك وي
تجريش

زندگي

...
چاي اركيده با كمي شير

مختصر و مفيدش ميشه گيج و سرگردون

.Ss


.......B

امروز جمعه١٧شهريور

  صبح يه فيلم مفرح  روز تعطيل 
اما انگار پسر كوچولوي ندا براي به دنيا آمدن عجله داشت

پس ظهر نشده بيمارستان, براي ديدن يه پسر كوچو لوي ريزه ميزه كه آروم تو بغل مامانش لميده بود

يه چيزي توي  دلم فشرده مي شد
 يه پسر كوچولو
يه موجود كه درونت رشد مي كنه
كه ممكنه تو شيش هفتگيش از دستش بدي

كه تهي بشي




....
تا عصر بيمارستان 

و بعد خونه 
يه دوش سريع 
و رفتن به مراسم ازدواج poblic enemy كه ساعت ٧ شب تو يه رستوران بزرگ برگذار مي شد

يه زن و مرد ميان سال 
كه با داشتن بچه و نوه با هم ازدواج كردن

براشون خوشحال بودم
خودم هم نمي دونستم چرا

تمام شب تو اون رستوران رزرو شده ي لعنتي لبخند زدم. 
از اين ميز به اون ميز سرك كشيدم و مطمئن شدم كه به همه خوش ميگذره

خانم زيباي خوش پوش شيك باعث مباهات 

و شب روحم خسته تر از پاهاي توي كفش هاي پاشنه بلند از پشت نقاب زن پرفكت مثل نعش بيرون افتاد

حالا ساعت ١٢:٣٠ شب

اضطراب و بغض لعنتي داره دخلم رو مياره


بي بي سي خوندم
به چند تا وبلاگ سر زدم

حالا مي خوام بخوابم

آخ اگر اضطراب  لحظه اي مجال بده


.Ss

barely barely bare

امروز  پنج شنبه ١٦ شهريور

صبح .... بهشت 

درختها بدون گيلاس

تا ساعت چهارعصر

  
بعد هم بيمارستان

ظاهرا بچه ندا براي به دنيا آمدن عجله داره



و حالا خونه ، خونه عزيز

چاي اركيده كمي شير

بي بي سي 

انگار آدمي برگشت به شهر... به ديوونگي


من اما غمگينم ... غمگين



اين وسط سر زدن به گربه. ها دادآب و نهارشون

و داروهاي گربه سپيد كه انگار تو اون كلينيك لعنتي كتكش مي زدن


خداوندا.   ... آدم ها... آدم ها

شب ... لم دادن فيلم ديدن...

اين هم از پنجشنبه عزيز

.Ss

barely bare things

امروز چهار شنبه ١٥ شهريور

كار ، كه البته چيز عجيبي نيست اين روزها

و عصر ٤ رسيدم خونه

چاي اركيده با كمي شير بدون شكر و شيريني

و بعد از دو هفته سيگار ... يه دونه.... تلخ ... گس

بغض هست زياد اما اشك نيست لعنتي

...... انگار يه غول گنده بك داره رو قفسه سينم راه ميره

غمگينم ... به معناي واقعي كلمه غمگينم

و تهي .... خالي خالي


پناه بر خدا من diery هم كه مي نويسم تبديل مي شه به مصيبت نامه

اما غول شوخي نيست 

صداي قرچ قفسه ي سينم رو مي شنوم


.....
هوا خنكه ميگن پاييز شده
من بوش رو حس نكردم هنوز 
تا وقتي حسش نكنم باور نمي كنم

آخه يكي نيست بگه جونم تو كه روزهات دارن از روي هم كپي پيست ميشن ، diery نوشتنت چيه

شايد ميخوام تو هواي ديگه اي ول گردي كنم.. 


امروز .... همين

.Ss

bare things barely

امروز سه شنبه ١٤ شهريور

كار

اونقدر خسته بودم كه عصر ساعت ٨ كه بر مي گشتم خونه

پشت چراغ قرمز پارك وي ( هه پارك وي) كه ١٣٠ ثانيه بود
 
چشمام رو گذاشتم روي هم و تقريبا خوابم برد


ترافيك بود و شلوغي 

تا تجريش تقريبا تو خواب رانندگي كردم

ديروز پاريسي  ازم پرسيد حس خوب داري از كار كردن

و من گفتم نه

گفت پس چرا كار مي كني

جوابي نداشتم

شايد مي خوام در حد مرگ خسته باشم و به چيزي فكر نكنم


اين ماه شلوغ
كارهاي بهشت
ازدواج poblic enemy  
تولد تمام زندگي
سفر به بيرون از ايران به بهانه شركت تو يه مراسم عروسي

سرو كله زدن با هومان براي هماهنگ كردن كارهاي خودم

و زندگي و زندگي


چي مي خوام؟

يه دوش گرم
يه تي شرت راحت
يه فيلم خوب

 يه عالمه ( آلمه) گردوي تازه كه وقت فيلم ديدن بهش نوك بزنم

يه سكس خوب

يه خواب راحت عميق بعدش 


راستي يه فمينست زن  كه اسمش يادم نيست و سردبير يه مجله نيوركي بود تو يكي از مصاحبه هاش يه جمله گفته كه 

من و فكر كنم زن ها و مرد هاي زيادي  با شنيدنش يه لبخند مورب بزنيم و چشماشون برق بزنه

: "دختر هاي خوب به بهشت ميرن و دختر هاي بد به هر جا كه دلشون بخواد"


براي لذت بردن از اين جمله لازم نيست حتما فمينيست بود ، نه؟!


پاييز زياد دوست دارم

.Ss

and bare things

امروز دوشنبه ١٣ شهريور

از مهموني ديشب يه خونه جنگ زده باقي موند
ظرف ها  رو همون ديشب گذاشتم تو ماشين ظرف شويي
و خونه رو هم ساعت ٢ صبح مرتب كردم

موند جارو برقي ...كه امروز صبح سكوت همه جارو بهم ريخت

باز جين كشيدم به تنم تا از نقش يك ميزبان هيپي  مسلك  تبديل بشم به يه طراح دكراتور

صبح وقت رانندگي تو خيابون وليعصر از تجريش به  پارك ور... گلوم سنگين بود

به پارك وي كه رسيدم اشكام ريخت روي گونه هام
اختياري نبود براي مهار كردنش



عصر ' خونه 'خونه ي عزيز 

و تبديل شدم به يه روشنفكر حراف

.Ss

bare ...things

امروز يكشنبه ١٢ شهريور 

صبح رفتم بيرون  از خونه
كار
طراحي 
هنر

زود اما امدم خونه
وقت برگشت حواسم بود نون تست تاز بخرم براي ساندويچ هاي مهموني امشب
و گل

گل خريدم اما جاي پارك نداشته ي نون فروشي باعث شد يادم بره نون تست يا شايد عمدا يادم رفت

رسيدم خونه ساعت درست دوازده بود و پرنده ساعت داشت يازدهمين كوكو رو مي كرد

چهار لاله آبي


بايد لازانيا درست كنم و چند تا چيز ديگه

وفا داره مياد از اروپا 
با زن از ايران رفت 
بي زن بر مي گرده


جاي رفتن توي آشپزخونه رفتم دوش سرد گرفتم اآمدم فيلم گذاشتم تو گلوي آلفدو ي پلير  و بينوش ديدم

فيلم خوبي نبود.
ترجمه فارسيش فاجعه بود مجبور شدم با فرانسه ي دست پا شكسته    خودم ازش سر در. بيارم

 اما بينوش زن ترين زن دنيا با دندون هاي سپيد و خنده اي كه براش ميشه مرد

تو يه سكانس نمي تونست در يخچال رو ببنده
در به چيزي گير مي كرد

و من خسته گي  و كلافه گيش رو مي دونستم

هفته پيش درست وسط آشپزخونه ي پر از خريد شيش ريشتر زلزله زده ، من گرما زده ي وسواسي 
داشتم با در فيريزر صحبت ميكردم كه تورو به خداي نازنينت بسته شو لعنتي


بايدشمع بگذارم توي شمعدون ها .. گلها رو بگذارم توي گلدون

خونه بايد 
 خوشرنگ و خوش بو  و مرتب باشه 

خودم اما جين مي پوشم با تاپ و بدون كفش از مهمون ها پذيرايي  مي كنم
 مثل هيپي هاي دهه  شصت لابد

شراب قرمز و ويسكي و كنياك  با جين و نيم تنه بي آستين 
با صورت بي ميك آپ  و با ماتيك عنابي

پا برهنه و با نا خن هاي پاي قرمز



يه روشنفكر يا يه كلفت ......؟

.Ss

Saturday, September 01, 2012

innocent lies


يكي از چراغ هاي اين شهر منم, يكي از زندگي هاش

يكي از بدن هاش

از دور اغواگر ، هوس آلود

از نزديك.... هيچ


Ss

Music : Innocent Lies By Angunn

Tuesday, July 31, 2012

holding ......... you




شايد آدم ديگه اي برگشته

زن ديگه اي

سونياي ديگه اي



هيچ ايده اي راجع به اين زن ,اين موجود , اين سونيا ندارم

.



ساقيا لطف نمودي قدحت پر "مي " باد 
 
       كه به تدبير تو تشويش خمار آخر شد                                                 

حافظ



 
.

پايتخت

تهران

گلها

گيلاس هاي چيده شده

مرداد خنك خنك



Ss



Music : Elle theme

Saturday, July 07, 2012

Apocalipse Of Poppets




گيلاس هاي بالاي درخت ، قرمز ترو براق ترن

آفتاب و باد بيشتر

آسمون آبي

اونها موقعيت بهتري دارن به پايين تر هاو در دسترس تر ها

.

پاپِت

همون عروسكهاي خيمه شب بازي خودمون

و نخ هات كه نامرئي هستن ،دست عروسك گردون هاي جور واجور

تا اينجاش اعتراضي هست؟ نه نيست

اما وقتي عروسك گردون هاي بي حواست باعث ميشن كه نخ هات بهم گره بخورن



حالا چي اعتراض داري؟ نه ... ندارم



پس چي؟



خب اينطور وقتها مي تونن

به جاي وررفتن با نخ هاي گره خوردت وبه هم پيچيدن بيشترشون

پرتت كنن گوشه قفسه پاپت ها و ماريونت ها

هر چقدر هم كه عروسك خوشگلي باشي به نظرم بهتر كمي راحتت بگذارن

اينطور نيست؟؟



.



دارم ميرم سفر



.... باز فرودگاها و آدم ها و ترولي ها



دور شدن از اين شهر



از تهران



از پايتخت



از خونه



گلها



از خونه باغ و گيلاس ها



و آدم ها



...... دارم مي رم سفر ، و اگر به هر دليل

آدم هايي هستند كه به داد اينجا برسند





به اينترنت دسترسي دارم



.

.

.



و ممنون علي به خاطرلطفتون و فرستادن اون مجموعه كه باعث شد روز هاي دردناكم تحمل پذير بشه



م م م چیز دیگه ای تو ذهنم نیست

کاری هم با قی نمونده





همين



Ss



Music : Room Of Angle





Wednesday, June 06, 2012

good god


این نوشته مخاطب خاص دارد

.
 


این نگرانی من رو می کُشه



اضطراب



من رو ميكشه





اين بي مادری من رو مي كشه





اين بغض كه راه گلوم رو بسته من رو از پا در مياره



اين نگرانيه دائمي براي عزيز ترين هام



نيمه شب نشده هنوز



دارم به " شكارچی" گوش مي دم



كولر روشنه





سردمه





گريه دارم



من گناه مي كنم



من يه عوضي بي همه چيز حرومزاده ام



مي دونم



مي دونم



خداي خوب .....

......



جون گريه ندارم



كمكم كن



خدايا..... بيا ... بيا اينجا



فقط تو رو دارم



بياخداي خوب





فقط به من بگو تنها موجودات نازنين اطرافم رو محافظت مي كني



بگو براي مجازات من اونها آسيب نمي بينند



خسته ام خدايا



تو مي دوني چقدر خسته ام



چقدر بي پناهم



.... كنارم دراز بكش خداي من.... تنهام نگذار



من از تنهايي مي ترسم



من از تنهايي مي ترسم



تمام صورتم خيسه



تنهاترينم



بي چاره ترينم



گناه كار ترين



بي مادر ترين



و خسته ترين





يه كم چشم هامو ببندم خدا جون،



تو مراقبي ، نه؟



بگو كه مراقبي



.





................





من از تنهايي مي ترسم









........



Ss



Music by Raam Feat Esfand

Monday, May 28, 2012

i pregnant of a monster

دراز كشيدم رو تخت



دست و پاهام رو از هم باز كردم



به سقف نگاه مي كنم



و موزيك



اين يكي لعنتي كه داره دخلم رو به آرومي مياره



صداي مريض - دلخور- سرما زده ي دخترك دو رگه



و صداي ويولون اون زير



با يه الكترونيك





زياد كار دارم

... بايد لباس بپوشم برم پمپ بنزين و بعد


.


با خودم مي گم باشه الان



چند دقيقه ديگه



اما از جام جم نمي خورم







اگر يه چيز باشه كه دلم بخواد....



....  زندگي كنم كمي طولاني تر



 براش ، همين لذته كشنده ست ...



اين كه تو با همچن چيزي ذره ذره تحليل مي ري



به شكل دردناكي دلپذيرِ

كرخ شدن

اين روزها بيشترين اتفاق زندگيه منه



و يكهو مثل پايي كه خواب رفته ، حس مي كني سوزن سوزن ميشي

و نميتوني جم بخوري



و بعد داري راه مي ري  ...   باز


!تا كي؟



تا وقتي نيمه تمام هات رو تمام كني



شايد دلت نخواد حتي كه تمامشون کنی



دلم مي خواست آسمون رو تو دستام لمس مي كردم



حتما سرد بود

.


پمپ بنزين



مراقب باش سونيا


مراقب باش



......... هوا داره سرد ميشه

.





و اين دختر چه سرسخت داره مي گه كه ديگه دوسش نداره

و ديگه براش نميميره

و زندگي نمي كنه براش

و حتي يه قطره اشك نداره



.....

براش

.



غم انگيزه



كه دختر اين همه لجباز نمي خوادش و دوستش داره







پاشم پاشم

موزيك و فيلم و كتاب و ديوونه بازی

به فنام داده

بسه

.

هی

بسه؟



Ss



Music : Sunday Afternoon By Rachael Yamagata





Wednesday, May 23, 2012

my beautiful ... beautiful azrael


"خُب "مرغ و خورش آلو


تمام رويا



و يه فرشته مرگ داره ، - همون عزرائيل خودمون - كه براش مُردم



خدايا يه فرشته مرگ كه ناخن هاش رو چك مي كنه



و سيگار به قربانيش تعارف مي كنه



A و خدايا حتي رو جعبه سيگارش حرف

حک شده

و دو تا شاخ خوشگل داره و يه رداي سياه و دندون هاي عالي سفيد



خوشگل ترين عزرائيل دنياست



آخ مُردم براي ناخون هاش



و البته كه فرانسه حرف ميزنه



و قصه ميگه.... آخ خدايا قصه مي گه



و چشمهاش



.



بوي خورش قرمه سبزي همسايه رو به رو - كه يه خانم پير بازنشسته ست كه با شوهر نازنينش زندگي مي كنه -

كل ساختمون رو برداشته

امروز مهمون دارن





.



مرجان ساتراپي قصه گوي بي نظيريه



اون تا حالا خوشگل ترين خدا و خوشگل ترين عزرائيل رو به من هديه داده





"خداي خوشگلش تو "پرسپوليس


"و عزرائيل خوشگلش تو "مرغ و خورش آلو





ممنونم خانم ساتراپي كه اين همه تخيل اصيل و جادويي داريد





ممنونم خانم



Ss



Music : Always you By An ggun - Schiller







Monday, May 21, 2012

heavens of joy




آدم ها ,آدم ها


 
پوه ه ه


 

و آدم ها

.

دردناك ها

غريبه ها

نازنين ها

بي رحم ها





و آدم ها

.


.



و حالا شما رو به شنيدن 16 دقيقه بكر از

درد ،آزار ، خلاقيت ، سازدهني، صحراي نوادا، هوس، و لذت ... دعوت مي كنم



Ss



warning :

اين موزيك به مدت محدودي در اين صفحه شنيده خواهد شد

درست به دليل لذت غير قابل تحملي كه با خود حمل مي كند

Music : Again By Archive

Sunday, May 13, 2012

chaos







من موزیک زیاد گذاشتم رو این وبلاگ

به این یکی که اصلا نمیدونم اجرای کی هست گوش کنید

گوش کنید به صدای خش دار و عاشق این مرد



........ یه ناشناس که یه اجرای هولناک داشته از این آهنگ



لذت ببرید



Ss



Monday, May 07, 2012

c'est anarchie



دوست دارم يه اوِتار داشته باشم

اين چيزيه كه اين روز ها خيلي دلم مي خوادش

يكي كه من نيست اما منه

دوست دارم برم فضايي رو كه دوست دارم انتخاب كنم و توش وقت بگذرونم

براي خواستن همچين چيزي نياز دارم به خدا هايي كه در سراسر دنيا دنياهايي رو طراحي و فضا سازيي

كنند

نياز دارم به تخيلشون و دانششون و ذائقه شون كه به من دنيا يي رو كه ارزو ميكنم اوِتارم در اونجا زندگي كنه رو بدن



تا اون موقع خيال بافي مي كنم



Music : Video Game By Lana-Del-Ray



Ss



Tuesday, April 24, 2012

heaven can wait




يه وقت هايي ديگه جا مي زني


مي دوني كه زياد مي خواي

حتي زياد تر از حقت، اما براي اين زياد خواستن خودت رو سر زنش نمي كني

پات رو ازش عقب نمي كشي


مي خواي و مي خواي

و بدست نمياري و بدست نمياري

و زخم مي خوري

درد مي كشي
بيشتر از توانت درد مي كشي

و باز كوتاه نمياي

از خواستن زياد چيزي كه حتي حقت هم نيست
من يا همه چيز رو مي خوام يا هيچ چيز

براي اين زن .... حد وسطي وجود نداره

و مي دوني .. گاهي ...

نه ! بيشتر از گاهي، حتي

نميشه
نميتوني
محاله

همه ي يك چيز يا يك آدم رو داشته باشی
من وقت اين نشدن ها ، مرد جنگ نيستم
وا مي دم

عقب مي كشم

نگاه مي كنم
پس بهتر اينه
كه همه جنگ رو  كنار بگذاريم

 و تمامش كنيم
من آدم ناشدني هستم
اينجا ناشدني  نه به تعبير زيبا

به سخت ترين تعبير اون


Music :  Lost  by Within Temptation

Ss

Sunday, April 08, 2012

once more lady ?

killing is easy , dealing with it is the hard part



وجدان من یه مرد الکلیه

و تو آشغال های یه شهر بزرگ مثل نیویورک زندگی می کنه

بیشتر وقتها اونقدر مستِ که نمی تونه رو پاهاش بایسته و

تلوتلو خوران باز تو آشغال ها ولو میشه

گاهی رهگذری از سر ترحم براش سکه ای می اندازه.....

و او باز لیوانی آبجو برای خودش میخره

و لا جرعه سر می کشه وزبانش رو روی لب های تشنه ش می کشه

وجدان من زمانی مرد خوش قیافه و آراسته ای بود

اما حالا داغون و خراب و بلاتکلیف تو خیابون های شهر پرسه می زنه

وجدان من اخلاق می دونست.. کتاب می خوند.. تحصیل کرده و با وقار بود

هنوز هم گاهی که مست نیست میشه,شبحی از اون مرد رو توش پیدا کرد

وجدان من

که یه مرد الکلیه هوسبازه گاهی که سر کیفِ ,

میاد سراغ من که

سونیا اخلاق سونیا تعهد سونیا عشق سونیا عرفان سونیا معصومیت

سونیا کوفت... سونیا ..سونیا

و من کلافه و گیج نگاهش می کنم

تکرار اینکه کار درست چیه یا کار غلط باخودت.....

من وجدان دارم

و دوستش دارم و

وجدانم یه مرد حرومزاده ی الکلیه

Music : Uprising By Muse

Ss