Sunday, December 27, 2015



در آ که در دل خسته توان در آید باز                    بیا که در تن مرده روان در آید باز

بیا که فرقت تو چشم من چنان در بست                 که فتح باب وصالت مگر گشاید باز



حافظ



نگفتمت مرو آن جا که آشنات منم
در این سراب فنا چشمه حیات منم

وگر به خشم روی صد هزار سال ز من
به عاقبت به من آیی که منتهات منم

نگفتمت که به نقش جهان مشو راضی
که نقش بند سراپرده رضات منم

نگفتمت که منم بحر و تو یکی ماهی
مرو به خشک که دریای باصفات منم

نگفتمت که چو مرغان به سوی دام مرو
بیا که قدرت پرواز و پرّ و پات منم

نگفتمت که تو را ره زنند و سرد کنند
که آتش و تبش و گرمی هوات منم

نگفتمت که صفت‌های زشت در تو نهند
که گم کنی که سرچشمه صفات منم

نگفتمت که مگو کار بنده از چه جهت

نظام گیرد خلاق بی‌جهات منم

اگر چراغ دلی دان که راه خانه کجاست
وگر خداصفتی دان که کدخدات منم

 مولانا -دیوان شمس

صدای شاملو

هدیه تولد من به من




"تولدت مبارک دختر "

Ss

Wednesday, October 28, 2015

around ....so tight .....love

  ...


"I rap  my hand around your neck so tight you , love . love .love ....... "*






دیوونه این جمله ام


.....رومنس ... خشونت .. .   کوفت




take no more








I take no damn more
















up in the air by 30 sec to mars*




Ss

Wednesday, August 19, 2015

maniac must be captured

37
سالگی 

30seconds to mars 

Track No:6  End of all days 


killer one 

i mean it 



and  whole the " love lust faith +dreams "*


.....just drown in it .... and let it go


still enjoy my god damn musics 








Ss



* Album name





Sunday, May 31, 2015

70's


عشق 
عشق 

آي عشق 

اينبار صورت سرخ ت  پيداست


هميشه عاشقي كردم

هميشه 

حال عشق رو عاشقي كردم

نابالغ... ساده ....

نه حتي به يكي

  روز هاي پياده روي هاي طولاني زير بارون ، روي برف

با چشمهاي داغ 
برّاق


با دماغ يخ زده با انگشتهاي جورابهاي پشمي

شب زنده داري هاي طولاني

با صورت يخي مغرور 




اون وقت ها يه جور 

حالا يه جور

حالا هم  عاشقي مي كنم

نه با چشمهاي تبالود

نه با جوراب هاي پشمي


سخت تر عاشقي مي كنم حالا
بالغ تر
گناه آلود
باز نه به يكي

گاهي به " زيبايي" عاشقي ميكنم


 از زشتي ميترسم 

می ترسم از زشتي


مي ترسم از زشتي 



.

.


Ss

Wednesday, April 22, 2015

its dark out there



به من بگو کجا میشه  یک  ...نه !...  چند لحظه ... 

سبک بود

خندید

امن بود 


" the american's"  با دیدن

" luntic soul " " the final truth " با گوش دادن به


 با بستن چشمهات و گوش دادن به صدای ,,,,نر م و تمیز سولماز 


با لحظه ای که تن خشک تو آب  فراوون ...شناور میشه






امن 

مثل خداحافظی ای که ...هرگز اتفاق نمی افته


سبک

 مثل  رسیدن به خونه  وقت تاریکی و... دیدین چراغ های روشن


خندیدن 

مثل بارون وقت مرداد......
وقتی بابا موهات رو از پیشونیت کنار میزنه 




"آه ...............من خوشبختم" * 




Ss





 فروغ*





Sunday, April 12, 2015

missing







         .....  دلم برای بابا   یه ذره شده




Ss

Wednesday, March 04, 2015

L'apre - midi A 9 - Ponte a la Tunnel


نوشتنم نمياد

خب مجبور هم نيستم به نوشتن


اما اين جور وقتا

 

كه همه چيز دچار يخبندانه اگر ننويسي

 

واقعا ... واقعا ...يخ مي بندي

 

يه چند تايي آدم برام مونده

 

بد يا خوب

 

آزار دهنده يا همراه

 

هستن

 

هر چند ممكنه يكهو متوجه بشي از پشتت نا پديد شدن




اما هستن

 

بر ميگردن




مثل تقويم رو ميزي


برگه هاش جا به جا مي شه

 

اما گم

 

نه


شكايتي هم ندارم

 

حال خوبيه


كه آدم هات رو داري

قديمي

عتيقه

 

حال خوبي باهاشون گپ زدن

حال خوبيه مراقبت بودن ..

حواسشون هست

 

حس ميكنم

من حس ميكنم

اين يه سر خوشيه غمالود بي پايان بهم ميده

حال خوبيه

 

بيرون آمدم

از

آتش

تميز

 

تميز ِ تميز

 

تعميد شده.  



Ss

 

Saturday, December 27, 2014

ساعت چهار بار نواخت

 
 
 
 
"
بی چاره دل که غارت عشقش به باد داد 
 
 
"................ ای دیده خون ببار  که این فتنه کار تو ست
 
 
 
 
 
ششم دِی ماه هزار و سیصد و ........چند
 
 
باز به دنیا آمدی
 
 
 
Ss

Sunday, October 12, 2014

"lusy" avec bleeding


 

من اسمش رو گذاشتم
"amnesia island "
 
جزیره فراموشی
 
فراموشی




اما باز اينجام


تهران

 
پاييزِ تهران

 

پاييز خيابون ِ وليعصر



لباسهاي تيره


بافتني ها

 
قرمزي نور چراغ ترمز ماشين ها وقتِ عصر هاي زود ِ پاييز

 
برق چراقهاي راهنمايي رو آسفالت بارون خورده


صداي شلپ بوت هاي خوش تركيب روي بارون دير وقت شبهاي خيابون



همين ها كافي كه از "جزيره فراموشي " برگردي


از خونه آفتابي بزرگ زيبات

 
از ساحل نقره اي صبح هاي زود با قهوه بي نظير بارمن خوش قيافه سوئدي


هر چقدر برگشتن به اين شهر ازت آدم بدِ گناهكار ِ خائن بسازه



تو بر مي گردي

 
باز و باز و باز

به دروغ هات

به خيانتت

به شهرت

تهرانت




هر چقدر " لوسي" لوك بسان با فيلم نامه ي افتضاحش

و لب هاي هميشه مريضِ  اسکارلت جوهنسون  رو با خون ريزي ناگهاني و شره خون روي پاهاي لُختت ببيني


خيلي سينمايي بود
زني كه وسط سالن نمايش سينما ناگهان مي ايسته حسِ خيسي پاهاش
و دست كشيدن توي رانش


و بيرون رفتن از سالن نمايش


و در نور كم سالن انتظار


قرمزي خون

زني كه بر ميگرده به تهرانش تا بَد باشه



Ss

 

Wednesday, May 21, 2014

Sunday, April 27, 2014

suasive cloakroom


تو هفته ی پیش ,  یه روز صبح رفتم تجریش

هوا خنک بود

سایه روشن

بوی بازارچه

تنها بویی که هیچ جای دنیا نمیشه حسش کرد

یک لحظه

فقط یک لحظه .... تو کوچه ی فرعی ته بازارچه, زمان ایستاد

اضطراب رفت

قلب آروم گرفت

لب خندید

چشم برق زد

........ ریه پر شد از بوی ادویه و خاک و صبح.......




   فقط یک .... لحظه......



P.S:

خاطرات مبهم....آلبوم  یکی به اسم رضا یزدانی موزیک  متن روز ها و شبهای سونیاس

..چه گوش بده بهش , چه نه........


Ss

Tuesday, January 21, 2014

pronunciation of joy



مریض بودم

هستم

سخت

از سینما جا موندم


"Golden globes"

Jared  Leto " Dallas Buyers Clob"

Robin Wright " House Of Cards "

Jon Voight " Ray Donovan "


Dicaprio " The Wolf Of Wall Street " 



seems i have a good sense to guess " rock" ones 

two thumbs up guys 


P.S:
همیشه گلدن گلوب  برام  مهم تراز هر حادثه سینمایی دیگه در امریکا یا شاید دنیا  بوده

خوشحالم  دی کاپریو جایزه ش رو برای یکی از فیلم های مارتی گرفت , نه هیچ فیلم دیگری

هر چند برای 
Aviator
 می بایست تمام جایزه های سینمایی دنیا رو کلکسیون میکرد, سالها پیش



Robert Redford 

Tom Hanks .....   O Captain , My Captain    ;)

Emma Thompson

many respect

and of course for my darling , dearest , adorable,   Pacino

Any time, Any place Sr






Ss 


Saturday, December 28, 2013

 
.
 
 
 
دیروز تولدم بود
 
 
.
 
 
 
 
Ss

Tuesday, December 17, 2013

good boy

 
 
 

ماركو : از بوسه ی من خوشت نيومد؟ "
ورونيكا : اى كاش گناه نبود تا با خيال راحت لذت مي بردم!
ماركو : ما گناه ميكنيم تا خدا بخشنده بمونه " .....
 
P.S :
علی پرسید :
سونیا چطوری که تو راحت تن به سفر می دی حتی طولانی؟

....  وقتی مادر ها ... عاشق ها.... دوست ها.... دور دست ها ...نزدیک ها ...........

دشمن ها ... شعر ها و قصه ها... دلداری ها و .. آدم ها و ماشین ها و گیاه ها و گربه ها.. راحت دست هاشون رو
 از دُورت بر می دارن. و تو رو  می بازن به جاذبه زمین. ... به انگشتهای استخوانی و حریص باد و طوفان
 خستگی...بی چاره گی ..تردید....
. .. همه چیز و همه چیز و همه چیز
 
اونوقت میشه راحت رفت ... سفر کرد. ..

......علی جان.......


Ss