Friday, February 27, 2009

So,If you want something , just call ..call




آزادی یه جور عشقِ

. و عشق یه جور آزادی


می دونی ما با عشق چه می کنیم ؟

ازش یه طناب می سازیم , میاندازیم دورِ پایِ همدیگه

و بعد با صدای دو رگه ی اغواگر , در گوش ِ هم زمزمه می کنیم که : " خوب

" ! عشق من تو آزادی , اونقدر دوستت دارم که نمی خوام آزارت بدم . تو آزادی


و بعد تر همین که یکی از ما کمی از دایره ای که کشیدیم , دورتر بره اونوقت طناب

! رو می کشیم که : هی تا همین جا


. پس از عشق یه طناب ساختیم که خیلی بلند نیست . و حسابی محکمه

.

. حالم بد شد


. چطور کلمات نازنین رو دستمالی می کنیم

. چطور همه ی عمر طناب بافتیم


.

این بند ها می دونی صدای چی می ده ؟

صدای کلاویه هائی رو می ده که با فشارِ مریض وارِ چند تاشون , موزیک مهیبِ
. ساخته شد eyes wide shut *







* kubrick




Ss

2 comments:

Anonymous said...

Loosing Your Conscience!
first Ten Days...
but the Hill is Still Silence

It was A knife Screaming For A Hearth...

fishes in your Mouth Are Singing,
And the Water Will Floating and will Seized your Son

emigrate to North By North-West
Before The Fall Of Sun

"yoU Need Love
Not Some Sentimental Prison
yoU Need God
Not A Political Church" ↓

God will Not kill you 'Ss the Preacher', when you have the strength, He will Keep Waiting.
.
.
.
.
.
.
.
So Easy (Man), and Forget about it
Life is Just A kidding.
And You ARE the "Preacher"
.
.
↑ Stealing Beauty → B.Bertolucci
.
.
.
DZ

Anonymous said...

Take the Above as family talking
Sister, Preacher, Woman.
.
.
.
DZ