Sunday, March 08, 2009

cranberry


-read the following text completely please



. روش دراز کشیده بود
.


She was the meanest cat
In old chicago town
She was the meanest cat
She really moved them down
She had no heart at all
.




. تنش سنگینه اما نمی خواد ازش فرار کنه
.


She was the meanest cat
Oh she was really tough
She left her husband flat
He wasnt tough enough
She took her boys along
cos they were mean and strong
.

. شستِ پای راستش می خواره , نمی خواد اما از زیرِ سنگینی جُم بخوره
.


Ma ma ma ma - ma baker - she taught her four sons
Ma ma ma ma - ma baker - to handle their guns
Ma ma ma ma - ma baker - she never could cry
Ma ma ma ma - ma baker - but she knew how to die
.

. اتاق نیمه تاریکِ - نارنجیِ آباژور از درِ نیمه باز که نا خواسته نیمه باز مونده , خزیده تو
.


They left a trail of crime
Across the u.s.a.
And when one boy was killed
She really made them pay
She had no heart at all
No no no heart at alll
.
موزیک هم هست داشت آشپزی می کرد , با موزیک های محبوبش
street of philadelphia از ma baker یه عالمه از هر چی , از
.

She met a man she liked
She thought shed stay with him
One day he formed with them
They did away with him
She didnt care at all
Just didnt care at all
.

. پوستش مثل مهتاب برق می زد و پوست او , تیره بود و بوی خوبی از تیرگی میداد
.

- here is a special bulletin.
Ma baker is the fbis most wanted woman.
Her photo is hanging on every post office wall.
If you have any information about this woman,
Please contact the nearest police station...
.

دلش یکی از اون آب نباتهائی رو می خواست که , وقتی کوچیک بود ... اونقدر می مکیدشون که پرز زبونش می رفت

طعم دارچین می داد با زر ورقِ جیگری
.

One day they robbed a bank
It was their last foray
The cops appeared too soon
They couldnt get away
And all the loot they had
It made them mighty mad
And so they shot it out
Ma baker and her sons
They didnt want to hang
They died with blazing guns
And so the story ends
Of one who left no friends
.
راهِ نفسش بسته شده اما هنوز سنگینی رو می خواد
پشتِ گوشش از گرمای نفسهای تیره رنگ , داغ شده
.


Ma ma ma ma - ma baker - she taught her four sons
Ma ma ma ma - ma baker - to handle their guns
Ma ma ma ma - ma baker - she never could cry
Ma ma ma ma - ma baker - but she knew how to die
Ma ma ma ma - ma baker - she taught her four sons
Ma ma ma ma - ma baker - to handle their guns
Ma ma ma ma - ma baker - she never could cry
Ma ma ma ma - ma baker - but she knew how to die

. دستهاش بوی پیاز می ده
. آشپزیِ موفقی .. نبود
.

ma baker : - dont anybody move! the money or your lives!
........
this is a story of ma baker
.


P . S :
همیشه یه مشت از اون آب نباتها تو جیبم داشتم , دزدی بود
از ظرفِ توی کتابخونه







* ma baker in 1930



Ss

3 comments:

Anonymous said...

خیابان

عابران
درختان
عابران
.
.
.
در بهار چهارمین سال مرد آمد... کجا رفته بود دیگه مهم نیست
زن کنار چتر دراز کشیده بود و این جمله را تکرار می کرد
....
عابران
عابران
....
زن جلوی راه عابران روی زمین خیس کنار چتر خود دراز کشیده بود و آرام فریاد می زد
در بهار چهارمین سال مرد آمد... کجا رفته بود دیگه مهم نیست
.
مرد بعد از چهار بهار آمده بود
جلوی در ایستاده، نه چتری ، نه چمدانی
خودش را در پالتوی تاریکش می پیچید
به سختی سخنی گفت
وقتی از خواب می پرم حس میکنم تو بزرگراهم
خودش را لای پالتوی نمناک و تاریکش پیچیده بود و به چارچوب در تکیه می داد
زن جلوی راه عابران روی زمین خیس دراز کشیده بود و آرام خوابش می برد
.
.
.
درختان
خیابان
چترها
عابران

DZ (tir mah 1386)

Anonymous said...

2

قايقي را زير خاك مدفون كرده اند
سنگها در اين مورد سخن گفته اند

سنگهاي سخنگو
.
.
.
انان که زير تابش آتش، تازيانه خورده اند

سپس به آسمان بنگر
انجا كه ستارگان جلادند

قايقي زير خاك مدفون كرده اند
انجا كه افق بر گندم زار پهن شده
و شفق آينه ايست از رنگ نارنجي آن
انجا روياي رفتن توست

و اينجا رويا را در تابلويي محصور كرده اند

ِDZ (ordibeheshte 86)

Anonymous said...

3

موعظه

تاریخی از
از
از
از
چقدر سخته این کلمه
.
.
از ما

به روحش اعنماد کن
به روحش اعنماد کن
به روحش اعنماد کن
به روحش اعنماد کن
به روحش اعنماد کن
به روحش اعنماد کن
به روحش اعنماد کن
به روحش اعنماد کن
به روحش اعنماد کن
به روحش اعنماد کن
به روحش اعنماد کن
به روحش اعنماد کن
به روحش اعنماد کن
به روحش اعنماد کن
به روحش اعنماد کن
به روحش اعنماد کن
به روحش اعنماد کن
به روحش اعنماد کن
به روحش اعنماد کن
به روحش اعنماد کن
به روحش اعنماد کن
به روحش اعنماد کن
به روحش اعنماد کن
به روحش اعنماد کن
به روحش اعنماد کن
به روحش اعنماد کن
به روحش اعنماد کن
به روحش اعنماد کن
به روحش اعنماد کن
به روحش اعنماد کن
به روحش اعنماد کن
به روحش اعنماد کن
به روحش اعنماد کن
به روحش اعنماد کن
به روحش اعنماد کن
به روحش اعنماد کن
و به روحت اعتماد کن
زیرا که ضعف عظمت دارد و قدرت ناچیز است
درخت در هنگام رویش سست و نا استوار است
و آن زمان که محکم و خشک می شود
آن گاه می میرد
قدرت همگام مرگ است و ضعف خود زندگی


به چیزی اعتماد کن
همیشگی

It is mid at night
and I am sick at heart
.
.
.
DZ